تبليغاتX
سلام خوش اومدی
خدایا

خدایا می خواهم ...
توان آن را داشته باشم که ادامه دهم
اگر زمانه بر وفق مراد  نگشت از نو آغاز کنم
زیبایی را ببینم هنگامی که دیگران ناتوان از دیدن آنند
می خواهم...
امید رویایی نو داشته باشم و شکیبا
تا رویاهایم همچنان ادامه یابد...
و خردمند
آنگونه که به آینده چشم داشته باشم...
***
خط آخر...

همه گناهکارند....هیچ کس از خود ما گناهکارتر نیست

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط مريم در 86/07/26 و ساعت 20:3
التماس دعا

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط مريم در 86/07/11 و ساعت 2:17
بگذار..............

 

بگذار پرندگان در نام تو زندگی کنند و باران بر حرفهایم ببارد .

بدون تو زندگی دهلیزی تاریک و طولانی است .

تو را می سرایم مثل هر روز ، شیرین تر از انگورهایی که سر بر

ستاره می سایند. از سرودن تو هرگز سیر نمی شوم .

من گرسنه نگاه توأم .

دوست دارم حتی برای یک لحظه ساکن مجمع الجزایر قلب تو باشم .

هر شب نشانیت را از ما ه می پرسم ؛

می گوید: تو در کلبه ای زندگی می کنی که از عشق و شبنم و آذرخش ساخته شده است .

می گوید :همه آنها که مسافر صبح اند ، را خانه تو را می دانند.

هر شب به یاد ستاره ای می افتم که در کودکی من ، بر شاخه درخت

حیاطمان ، بدل به میوه ای ناب می شد که عطر تو را داشت .

بگذار جهان را در آغوش بگیرم و در کنار عطر تو به ایستم و آواز بخوانم .

بارانها را درآغوش بفشارم و همراه رودخانه ها به سوی تو بیایم .

بیا در چشمان باران خورده من بنشین

بیا در قلب نقره ای من بنشین

من خویشاوند یاسم ، برادر زاده بهار ، که اگر چه در زمستان به دنیا آمده ام ،

شبیه شکوفه های سیبم.

کلبه ای را که نفس تو در آن زندگی می کند ، دوست دارم . وبه درختانی

که هر صبح و شب تو را می بینند ، عشق می ورزم . یک روز همه چیز

تمام می شود ، جز چشمان تو .

 

 

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط مريم در 86/06/20 و ساعت 6:58
عیدتان مبارک

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط مريم در 86/06/07 و ساعت 17:58
عیدتان مبارک

 

 

 

امشب از مستی درودیوارگوید یاعلی

هم دمی هم گنبد دوّار گوید یاعلی

مِی علی،ساغرعلی،ساقی علی

باقی علی،جرعه نوش خانه خَمّارگوید یاعلی

شیرعلی، شمشیر علی،تقدیرعلی

تدبیرعلی،تیغ مولا برسرکُفارگوید یاعلی

کعبه وبُت خانه ودِیر وکلیسا وکِنِش

گَبرمی گوید علی، دیندار گوید یاعلی

هستی سلمان علی، مالک علی،بوذرعلی

میثم عاشق فراز دار گوید یاعلی

 **اللّهم عجّل لولیک الفرج**

اومیآیدتاانتقامظلمهاییكهدرحقمحمدوآلمحمدشدهاسترابگیرداومیآیدتاانتقامظلمهاییكهدرحقمحمدوآلمحمدشدهاسترابگیرداومیآیدتاانتقامظلمهاییكهدرحقمحمدوآلمحمدشدهاسترابگیرداومیآیدتاانتقامظلمهاییكهدرحقمحمدوآلمحمدشدهاسترابگیرد

 

 

 

 

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط مريم در 86/05/05 و ساعت 23:19
شب آرزوها

گوش کن
یک نفر آنطرف پنجره بسته تو را میخواند
و نسیم، لای این پرده آویخته را میکاود تا تو را در یابد
نور خورشید که از منزل پر مهر خدا آمده است
لب درگاه تو در یک قدمی می ماند
قلب این پنجره از دست غم پرده به تنگ آمده است
پرده را برداریم
دل این پنجره را باز کنیم
تا که آن نور سپید به سلامی آرام
لب این قفل گره خورده به چشمان تو را باز کند
گوش کن یک نفر در تو، تو را میخواند
و خدایت آرام در دل تنگ تو
آهسته تو را میکاود ....

معاشران گره از زلف یار باز کنید
شبی خوشست بدین قصه اش دراز کنید

گفته است به چنین شبی ، شب جمعه اول ماه رجب ، مرا بطلب و از من بطلب ؛ و باید خواند و باید طلبید و آرزو کرد.
ماه عاشقی ؛ ماه مقدمه و ماه مقدم ؛ روزهائی که نبض کعبه بدانها می تپد ؛ السلام علیک یا امیر المومنین...

 عهد کردم که امشب از خدا سه چیز بخواهم:
اول؛ سلامتی وجود آسمانی امام عصر علیه السلام . تعجیل در امر مقدس فرج
دوم؛...
سوم؛...
... و می دانم که صدایم را شنید و باز می دانم که اجابت خواسته ام زودتر از آنی خواهد بود که در دایره تنگ تصورم می گنجد.
القصه؛
درود به رندی که چون پیاله گرفت
یاد حریفان خسته جان افتاد

 

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط مريم در 86/04/29 و ساعت 0:35
عاشق هم باشید اما......

عاشق هم باشید،اما عشق را به بندی بر پای یكدیگر بدل نكنید.

بگذارید تا عشق دریایی باشد خروشان در میان سواحل ارواحتان ...

با هم بخوانید و پای كوبی كنید وشاد باشید ،اما حریم تنهایی یكدیگر را پاس دارید،

كه تارهای عود از هم جدایند گرچه یك نغمه را می نوازند. دل هایتان را به هم

بسپارید و نه آزادی تان را. در كنار هم بایستید ، اما نه آنچنان نزدیك ، كه ستونهای

 معبد دور از هم پا برجایند و درخت بلوط و سپیدار زیر سایه هم رشد نمی كنند.

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط مريم در 86/04/19 و ساعت 0:23
تبریک می گم


 

مادرم روزت مبارک و شما مادران آینده

 

 

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط مريم در 86/04/13 و ساعت 21:34
من......

من...  


می توانم قلبی داشته باشم مانند آینه پاک و صاف که نورانیت عشق الهی در آن تجلی کند .

می توانم همه نوع بشر از هر رنگ و زبان و نژادی را دوست داشته باشم زیرا آنها مخلوق معشوق روحانی من هستم .

می توانم غم ها را فراموش کنم و آماده حل مشکلات زندگیم باشم .

می توانم آنقدر آنقدر قلبم را سرشار از عشق و محبت کنم که دیگر جایی برای کدورت و دلخوری نباشد .

می توانم به خاطر همه آن چیزهایی که خداوند مهربانم به من عطا کرده سپاسگزار باشم .

می توانم صادق ترین و مهربان ترین فرد روی زمین باشم .

می توانم در مسیر رسیدن به کمال و ترقی تنها به هدف خود ناظر باشم و نه به دیگران .

می توانم هرگاه نیاز به ممد الهی داشتم دستم را به سوی آن دلبر یکتا بلند کنم و از صمیم قلب او را صدا زنم .

می توانم به آنچه خداوند برایم در نظر گرفته راضی باشم یعنی جهان آفریده شده .

می توانم با محبت خالصانه قلب پدرم ، مادرم ، همسرم ، خواهرم ،برادرم و فرزندم و همه اطرافیانم را شاد و مسرور کنم .

می توانم در تصمیم گیری هایم از استاد بزرگ یعنی تجربه کمک بگیرم .

می توانم بدبینی را از خود دور کنم و به خوش بینی به زندگی رو بیاورم .

می توانم خالص ترین و پاک ترین بشوم و بدون توجه به اوضاع کنونی عالم این گونه باقی بمانم .

می توانم با دعا و مناجات خالصانه به سوی درگاه الهی حقیقت را بیابم .


من می توانم اگر بخواهم



بیایید تفاوت‌ها را بشناسیم

تفاوت زیستن

با

تفاوت زندگی كردن

 

ش

 

 

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط مريم در 86/04/02 و ساعت 18:58
تسلیت می گم

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط مريم در 86/03/10 و ساعت 18:6
زندگی زییاست

 

هميشه بر اين باور بوده ام که دنيا اينطور نيست که نگاهش ميکنيم ... بايد سعي کنيم حقايق را به گونه اي که خدا آفريده ... زيبا ... بفهميم... بايد باور کنيم اگر زماني دنيا وفق مرادمان نبود ... شايد بهتراست طور ديگري نگاه کنيم


         


 


وقتي به آسمان نگاه ميکنم ... سپس به زمين زير پايم مي نگرم ... درک و فهم من فاصله اي بي پايان را لمس ميکند

بله اين چيزيست که ما ميبينيم و در نظر اول به ذهنمان ميرسد... اما کافي است ديد خود را از اينجايي که ايستاده ايم وسيع تر کنيم, کمي آن طرف تر ... چند قدم دور تر را نگاه کنيم, چه ميبينيم؟  ...    افق را ميبينيم ... در آن هنگام است که حقيقت را ميابيم, اين شگفتي را ميابيم که آسمان و زمين, اين دو پهناور که هميشه بينشان فاصله اي بي انتها ميديديم ... يکديگر را در آغوش کشيده اند... شب و روز در کنار هم هستند و هر صبح هنگام طلوع خورشيد که بيدار ميشوند و هر شب هنگام غروب خورشيد که به خواب فرو ميروند ... با برق بوسه ي پر مهرشان فضا پر از رنگ گرم و نارنجي عشق ميشود 

اي انسان ها... دنيا آن طور نيست که فکر ميکنيد, دنيا شگفت انگيز تر از فهم ماست ... نظاره کرديد وقتي چند قدم دو رتر را نگاه کنيم چه طور فاصله اي کشنده بين  آسمان و زمين تبديل به عشق ميشود؟ . وقتي با احساسمان نگاه ميکنيم چه طور حقايق رنگ عوض ميکنند؟


و اين حقيقت است که به آساني ميشود آن را يافت ... جهان اينگونه نيست که ميپنداريم



ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط مريم در 86/03/02 و ساعت 19:30
عجب خدایی داریم ما....دستش خوش



اين تصوير يک صخره در برمه است.اين عکس فقط در يک روز خاص از سال

 ميتواند گرفته شود.در اين روز اشعه خورشيد با زاويه خاصي بر اين صخره مي تابد :




چيزي متوجه شديد؟دوباره نگاه کنيد:



اگر هنوز اعجاز اين تصوير را درک نکرده ايد

 تصوير را بچرخانيد:

بعيدنيست؟؟؟

 

نظرتون چيه؟

صورتتون کش اومد؟؟

 


ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط مريم در 86/02/19 و ساعت 8:41
منم ابلیس

نمي دانم دوستت داشتم يا نه؟

 گفتي برو! باور نكردم .اما خشم تو ساده نبود.

گتي برو! انگا رمحكم تر از هميشه بود.

 مهربانيت رنگ باخت. گفتم به خاطر يك موجو خاكي رهايم مي كني؟

 سكوت كردي. گفتي برو!

 فرياد زدم نگاهم كن نگاهم نكردي.....

 نمي ديدمت دلم نمي خواست آدمت را هم ببينم . تكان مي خوردو سخن مي گفت انگار.......

روزي كه ازمن خواستي به غير از تو سجده كنم ، به آن تلي از خاك كه كم كم تبديل به گل مي شد ، من نميدانستم جنس آبي كه اين خاك را گل  ميكندچيست .

نمي دانستم آب عشق چيست ،آب روح چيست؟ازآن به من ننوشانده بودي ،آخر جنس من از آتش بود و من برتر بودم !

من ....سوختم.به خاك نيفتادم .چيزي تمام بدنم را فشرد.نميتوانستم براي يك مشت گل زانو بزنم.

ايستادم .محكم و مقتدر ايستادم.

گفتي زانو بزن. نتواستم. فرياد زدم اين همان آدم خاكي توست كه ستم خواهد كرد ، سركش و طغيانگر خواهد شد،

تنگ چشم و حريص ناسپاس و مجادله گر. اين آدم توست؟...

باز سكوت ...آرام زمزمه كردي خليفه است .

...واي خليفه خليفه خليفه چقدر خنديدم!خليفه اي كه دروغ مي گويد خليفه اي كه گناه مي كند. خنديدم و طعنه زدم

يك خليفه گنهكار !...

گفتي نخوت تو را بلعيده است .

حنديدم سجده نكردم ! رانده شدم!

.....

....نمي دانم دوستت داشتم يا نه؟قرن ها از آن زمان مي گذردومن ساكن زمينم .

بين همه اين آدمهاي خاكي تو!بين همه دروغهاوحرص هايشان.بين فراموشكاري هاي گاه وبيگاه وناداني هايشان!

بين همان ها كه مي خواهندنبودنت راثابت كنندياناديده ات بگيرند.همان ها كه گاهي فقط گاهي به سراغت مي آ يند.ومن از شوق لبريز مي شوم

من!ابليس فرزندآتش! ازذلت اين عنصر خاكي لذت مي برم.ازاين كه اميدهايت رانااميد ميكند شادي ميكنم.ودلم براي لغزش هايشان پر ميزند.

وتو با همه قدرت و بزرگي ات زياده گويي هايشان را مي بخشي هنوز توبه مي پذيري و باران مي باراني و مهربانانه سر فرازش مي كني .

عحب از او كه مهرباني ات را مي بيند و ستم ميكند و عجب ازتو كه ستمش را مي بيني و مهرباني مي كني ...

ومن هنوز از اين كه زشتي هايشان را ناديده مي گيري آتش ميخورم وبراي نابودي اش قسم ميخورم . براي سر گشتگي اش لحظه شماري ميكنم ....

منم ابليس!

 

اره يادمون رفته خليفه ايم روي زمين!

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط مريم در 86/01/28 و ساعت 9:9
سلام و عیدتون مبارک

سلام خوبین امیدوارم سال خوبی رو شروع کرده باشین

 بالاخره بر گشتم سال تحویل تو حرم بودم جای همتون خالی .....

خوش باشین

                        حالا بگو چه کم داری؟                        

 

مطمئن تر از این کشتی چه دیده ای که از دریای مهر ورزی می هراسی؟

قسم به هر چه درد منده در این دنیاست عاشق بمان

به سوز دل عاشق که تنها مرهم زخم دل تنهای توست عاشق بمان

 محبت کن و بدون چشمداشت ببخش

دل را به خدا بسپار برایش دلبری کن آری با مهربانی توجه اش

را به خودت جلب کن با عفو و بخشش نگاهش را معطوف خود کن

با خیر خواهی درهای رحمتش را به روی خود بگشا و در انوار نورانی

حکمت الهی اش غرق در سرور شو این عطر مشام انگیز الهی

بر روح و روان تو به خیر و خوشی باد...

 

 

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط مريم در 86/01/18 و ساعت 17:27
تولدم مبارک

 

سلام خوبین من که خیلی خوبم البته دلیل داره از یه طرف امشب شب تولدمه واز طرف دیگه بازم امشب می رم مشهد یعنی شب تولدم تو اتوبوسم جالبه نه ؟؟؟

اینم کیک تولدم  شدم ۲۳ ساله تولدم مبارک فکر کنم بشه خورد 

 خداحافظ عید خوبی داشته باشید و همچنین شهادت امام رضا رو هم تسلیت می گم.

 

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط مريم در 85/12/22 و ساعت 16:8
www.GHASRE20.blogfa.com