|
گوش کن یک نفر آنطرف پنجره بسته تو را میخواند و نسیم، لای این پرده آویخته را میکاود تا تو را در یابد نور خورشید که از منزل پر مهر خدا آمده است لب درگاه تو در یک قدمی می ماند قلب این پنجره از دست غم پرده به تنگ آمده است پرده را برداریم دل این پنجره را باز کنیم تا که آن نور سپید به سلامی آرام لب این قفل گره خورده به چشمان تو را باز کند گوش کن یک نفر در تو، تو را میخواند و خدایت آرام در دل تنگ تو آهسته تو را میکاود ....
معاشران گره از زلف یار باز کنید شبی خوشست بدین قصه اش دراز کنید گفته است به چنین شبی ، شب جمعه اول ماه رجب ، مرا بطلب و از من بطلب ؛ و باید خواند و باید طلبید و آرزو کرد. ماه عاشقی ؛ ماه مقدمه و ماه مقدم ؛ روزهائی که نبض کعبه بدانها می تپد ؛ السلام علیک یا امیر المومنین...
عهد کردم که امشب از خدا سه چیز بخواهم: اول؛ سلامتی وجود آسمانی امام عصر علیه السلام . تعجیل در امر مقدس فرج دوم؛... سوم؛... ... و می دانم که صدایم را شنید و باز می دانم که اجابت خواسته ام زودتر از آنی خواهد بود که در دایره تنگ تصورم می گنجد. القصه؛ درود به رندی که چون پیاله گرفت یاد حریفان خسته جان افتاد
ادامه مطلب
|
نوشته شده توسط مريم در 86/04/29 و ساعت 0:35
|

عاشق هم باشید،اما عشق را به بندی بر پای یكدیگر بدل نكنید.
بگذارید تا عشق دریایی باشد خروشان در میان سواحل ارواحتان ...
با هم بخوانید و پای كوبی كنید وشاد باشید ،اما حریم تنهایی یكدیگر را پاس دارید،
كه تارهای عود از هم جدایند گرچه یك نغمه را می نوازند. دل هایتان را به هم
بسپارید و نه آزادی تان را. در كنار هم بایستید ، اما نه آنچنان نزدیك ، كه ستونهای
معبد دور از هم پا برجایند و درخت بلوط و سپیدار زیر سایه هم رشد نمی كنند.
ادامه مطلب
|
نوشته شده توسط مريم در 86/04/19 و ساعت 0:23
نوشته شده توسط مريم در 86/04/13 و ساعت 21:34
|
من...
می توانم قلبی داشته باشم مانند آینه پاک و صاف که نورانیت عشق الهی در آن تجلی کند .
می توانم همه نوع بشر از هر رنگ و زبان و نژادی را دوست داشته باشم زیرا آنها مخلوق معشوق روحانی من هستم .
می توانم غم ها را فراموش کنم و آماده حل مشکلات زندگیم باشم .
می توانم آنقدر آنقدر قلبم را سرشار از عشق و محبت کنم که دیگر جایی برای کدورت و دلخوری نباشد .
می توانم به خاطر همه آن چیزهایی که خداوند مهربانم به من عطا کرده سپاسگزار باشم .
می توانم صادق ترین و مهربان ترین فرد روی زمین باشم .
می توانم در مسیر رسیدن به کمال و ترقی تنها به هدف خود ناظر باشم و نه به دیگران .
می توانم هرگاه نیاز به ممد الهی داشتم دستم را به سوی آن دلبر یکتا بلند کنم و از صمیم قلب او را صدا زنم .
می توانم به آنچه خداوند برایم در نظر گرفته راضی باشم یعنی جهان آفریده شده .
می توانم با محبت خالصانه قلب پدرم ، مادرم ، همسرم ، خواهرم ،برادرم و فرزندم و همه اطرافیانم را شاد و مسرور کنم .
می توانم در تصمیم گیری هایم از استاد بزرگ یعنی تجربه کمک بگیرم .
می توانم بدبینی را از خود دور کنم و به خوش بینی به زندگی رو بیاورم .
می توانم خالص ترین و پاک ترین بشوم و بدون توجه به اوضاع کنونی عالم این گونه باقی بمانم .
می توانم با دعا و مناجات خالصانه به سوی درگاه الهی حقیقت را بیابم .
من می توانم اگر بخواهم
بیایید تفاوتها را بشناسیم
تفاوت زیستن
با
تفاوت زندگی كردن

ادامه مطلب
|
نوشته شده توسط مريم در 86/04/02 و ساعت 18:58